یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می شود
ديد كلي:
ما برای فهم تاریخ واقعی بوجودآمدن و پیشرفت ریاضیات ، منطق دیالتیک را راهنمای خود قرار دادیم. دیالتیک ، بویژه به این علت ما را به نتیجهگیریهای درست میرساند که هیچ چیز را به حقیقت تحمیل نمیکند، بلکه واقعیتها را همانطور که هستند، یعنی رابطهها و پیشرفتهای ضروری آنها را بررسی میکند. کاملا اشتباه است اگر بگوییم که در ریاضیات خالص ، اندیشه ، تنها با آفرینشها و گمانهای خود سروکار دارد. مفهومهای عدد و شکل ، از جایی جز از جهان واقعی گرفته نشده است. ده انگشت که انسان شمرد، یعنی نخستین عمل حساب را روی آنها یاد گرفت، همه چیزی هست جز محصولی که مخلوق خود فکر باشد. برای شمردن، نه تنها باید چیزهایی داشته باشیم که آنها را بشماریم، بلکه باید این آمادگی را هم داشته باشیم که ضمن بررسی این چیزها ، هر ویژگی دیگری بجز شمار را از آن جدا کنیم و این آمادگی هم در نتیجه پیشرفت تاریخی طولانی ، که به آزمایش متکی باشد، بدست میآید. مفهوم شکل هم ، مانند مفهوم عدد ، تنها از دنیای خارج بدست آمده است و در مغز و از اندیشه خالص پدید نیامده است. پیش از این که بتوان به مفهوم شکل رسید، باید چیزهایی با شکل معین موجود باشد و این شکلها نیز با یکدیگر مقایسه شده باشد. موضوع ریاضیات ، عبارت است از شکلهای فضایی و رابطههای کمی دنیای واقع ؛ یعنی موضوع آن ، از مصالح واقعی درست شده است.
ویژگیها و درونمایه ریاضیات
ریاضیات بازتابکننده واقعیت است و تاکید میکند که ریاضیات از نیازهای عملی مردم بوجود آمده و نخستین مفهومها و کاربردهای آن در نتیجه پیشرفت تاریخی طولانی که متکی بر آزمایش است بدست آمده است و ما این مطلب را بطور گستردهتری روی نمونه حساب و هندسه دنبال کردهایم. ما بویژه پذیرفتهایم که مفهوم عدد ، کمیت و شکل هندسی ، به همین ترتیب بوجود آمده است و این مفهومها رابطههای کمی واقعی و شکلهای فضایی واقعیت را بازتاب میدهند. موضوع ریاضیات ، مصالح معین کاملا واقعی است، ولی ریاضیات این مصالح را جدا از محتوای مشخص و ویژگیهای کیفی آنها بررسی میکند. و در همین جاست که ریاضیات از دانشهای طبیعی جدا میشود. ویژگی اساسی ریاضیات عبارتاند از "زبان فرمولی" ویژه ریاضی ، گسترش کاربرد آن ، و این نتیجهگیری ریاضی ، جدا از آزمایش بدست میآید و سرانجام ویژگی الزامی و متقاعدکننده بودن این نتیجهگیریها. اگر مفهوم عدد را ، از جنبه مشخص آن جدا کنیم و عددهای درست را بطور کلی و صرف نظر از رابطههایی که با این و یا آن مجموعه مشخص دارد بررسی کنیم، به خودیخود روشن است که نخواهیم توانست درباره چنین عددهای انتزاعی ، آزمایش کنیم. اگر در این سطح انتزاعی بمانیم و به چیزهای مشخص برنگردیم، تنها از روش استدلال ، استدلالی که از خود مفهوم عدد سرچشمه میگیرد، میتوان به نتیجههای تازهای درباره عددها رسید. البته هم نتیجهگیریها دیگر ریاضیات هم به همین ترتیباند.
بویژه ، مشخص بودن مفهومهای ریاضیات همراه با منطق (منطقی که همه جا با کارایی خود را نشان میدهد)، این ویژگی را برای ریاضیات بوجود آورده است که نتیجهگیریهای آن متقاعدکننده است و ضرورت منطقی دارد. همین ضروری بودن نتیجهگیریهای ریاضی است که زمینه را برای این تصور اشتباه فراهم آورده است که گویا پایه ریاضیات بر تفکر خالص گذاشته شده است و گویا ریاضیات علمی حضوری است و از آزمایش بدست نیامده است و گویا واقعیتها را بازتاب نمیدهد. این مطالب که ریاضیات حضوری نیست، بلکه متکی بر آزمایش است، واقعیتی انکارناپذیر است. نه تنها خود مفهومهای ریاضیات ، بلکه نتیجهها و روشهای آن هم بازتابی از واقعیت است.
انتزاع کامل موضوع ریاضی از هر چیز مشخص ، و عقلانی و ذهنی بودن نتیجهگیریهای آن ، که بر پایه این انتزاع قرار دارد، ویژگی مهم دیگری از ریاضیات را بدنبال خود میآورد: در ریاضیات ، نه تنها آنگونه رابطههای کمی و شکلهای فضایی که به طور مستقیم "از واقعیت جدا شده است" بررسی میشود، بلکه آن رابطهها و شکلهایی هم که در داخل خود ریاضیات و بر پایه اجتماع مفهومها و نظریههای ریاضی معین شده است، مورد بررسی قرار میگیرد.از ویژگیهای آخرین دوره پیشرفت ریاضیات ، نه تنها این است که انتزاعهای آن در درجههای بالاتری قرار گرفته است، بلکه این هم هست که موضوع آن بطور اساسی گسترش پیدا کرده است و از چارچوب مفهومهای مقدماتی رابطههای کمی و شکلهای فضایی خارج شده است. البته شکلهای مربوط به فضاهای چندبعدی و بینهایت بعدی ، آنگونه که از شکلهای فضای واقعی معمولی (و نه از فضای انتزاعی ریاضی) میفهمیم شکلهای فضایی عادی نیستند. این فضاها معنا و مفهوم واقعی دارند و شکلهای مشخصی از واقعیت را بصورت انتزاعی بازتاب میدهند، ولی تنها شباهتی با شکلهای فضایی دارند و به همین علت در مقایسه با فضای واقعی میتوان آنها را "شبه فضا" نامید.
نظر انگلس درباره ریاضیات
"داروی درباره ریاضیات عمیق و پرمایه است و تا چه حد میتوان آن را گسترش داد". با وجود اینکه انگلس ، ریاضیدان نبود. تحزیه و تحلیل عمیقی از پایههای این دانش میکند، نه تنها به این علت است که او یک متفکر نابغه بود، بلکه مهمتر از همه به این علت است که به ماتریالیسم دیالتیک چیره بود و آن را برای روشن کردن ماهیت ریاضیات ، راهنمای خود قرار میداد. بنابراین نباید در شگفت بود که پیش از او هیچ کس نتوانست یک چنین راهحل عمیق و درستی از این مساله ارائه دهد. بزرگترین ریاضیدانان هم نمیتوانستند در یک چنین حجم فشردهای به این موفقیت برسند.
اهمیت ماتریالیسم دیالتیک
اهمیت و نیروی ماتریالیسم دیالتیک نشان میدهد که برای چیرگی بر یک دانش کافی نیست خدمتگزار خلاقی برای آن باشیم، بلکه علاوه بر اینها ، لازم است به روش کلی و درست استدلال ، یعنی به ماتریالیسم دیالتیک ، چیره باشیم. بدون این چیرگی ، نتیجهگیریهای دانش یا بصورت یک توده بیشکل به نظر میرسد و یا بطور کلی از شکل میافتد و به جای این که درک درستی از دانش بدست بیاوریم، دچار تصورهای اشتباه ماورای طبیعی و ذهنی درباره آن میشویم. بسیاری از ریاضیدانانی که با این روش استدلال آشنا نیستند یا اصولا نمیتوانند در مسالههای عمومی مربوط به دانش خودشان ، جهتیابی کنند و با این مسالهها را به کلی نادرست بیان میکنند.
در ضمن می خواستم از دکتر قربانی استاد عزیز که ما را برای ساختن وبلاگ تشویق کردند تشکر و قدردانی کنم .
این اولین پستی بود که نوشتم. خیلی زود گذشت...
یک سال از عمر این وبلاگ و همین طور ما گذشت، این یک سال خوب بود خدا را شکر، خیلی خوبه آدم سر یکسال به همه اتفاقاتی که افتاده فکر کنه - البته این اتفاق همیشه عید نوروز می افته - و ما یکسال به عقب برمی گردیم تا ببینیم چی بدست اوردیم چی رو از دست دادیم، به کدوم خواسته رسیدیم برای کدوم خواسته باید هنوز تلاش کنیم و ... و ...
*****تولدت مبارک*****
![]()
یک پیشنهاد...
یه دفتر درست کنید و هر زمانی که دیدید ذهنتون مشغوله، شروع کنید به نوشتن. نوشتن تک تک چیزهایی که ذهنتون رو درگیر کرده و حتما تاریخ هم بزنید.
حالا هر روزی که یکی از اون مشغله ها برطرف شد با رنگ دیگه ای روی اون رو خط بزنید و تاریخش هم فراموش نکنید
خیلی عالیه
چون ما آدما فراموش می کنیم چیزایی که الان داریم آرزوها و رویاهای کوچک دیروز ما هستند
پس این کار رو امتحان کنید
وقتی دفترتون رو ورق می زنید و به تاریخ ها نگاه می کنید می بینید بعضی از این مشغله ها خیلی هم مشغله نبودن و زودتر از زمانی که فکر می کردین برطرف شدن.
با آرزوی موفقیت،خوشبختی،سعادت، و از همه مهمتر آرامش
دانشمندان از طریق مانیتور كردن مغز شیرخواران اثبات كرده اند شیرخوارانی كه فقط شش ماه سن دارند می توانند اشتباهات ریاضی را تشخیص دهند. این كشف به یك مشاجره ده ساله در این زمینه پایان می دهد. گروهی از دانشمندان آمریكایی و اسرائیلی، ۲۴ شیرخوار را درمعرض یك نمایش عروسكی ویدئویی قرار دادند. آنها از عروسك ها برای انجام عمل جمع و تفریق استفاده كرده و واكنش عروسك ها را مشاهده كردند.
برای مثال آنها این نمایش را با دو عروسك آغاز كردند. قبل از پایان نمایش یك عروسك خارج شده و سپس چشم های شیرخوار توسط یك پرده پوشانیده شد. زمانی كه پرده به كنار رفت دو حالت اتفاق افتاد در حالت اول مطابق انتظار یك عروسك و در حالت دوم برخلاف منطق ریاضی، دو عروسك باقی ماند. شیرخواران زمانی كه تعداد عروسك ها دو تا بوده و با جواب ۱۱۲ مغایرت داشت، برای مدت زمان بیشتری به پرده خیره می شدند۰۴۸.
به طور میانگین زمانی كه بر روی پرده تعداد صحیح عروسك ها نمایش داده می شد، شیرخواران برای ۹۴۶ ثانیه بدان خیره می ماندند.
در طول آزمایش بر روی سر كودكان توری حاوی ۱۲۸ گیرنده گذاشته شده بود كه فعالیت مغز را مانیتور می كردند. تحلیل داده ها نشان داد كه فعالیت مغزی كودكان در زمان مواجهه با پاسخ های درست و نادرست ریاضی، مشابه بزرگسالان است.
به گفته مایكل پوسنر، استاد روانشناسی دانشگاه ارگون، این امر نشان می دهد كه آناتومی مغز بزرگسالان و كودكان مشابه یكدیگر است. این یافته كه در شماره پانزدهم گزارشات آكادمی ملی علوم به چاپ رسیده است، با این عقیده كه مغز از شیرخوارگی تا بلوغ دستخوش تغییرات اساسی می گردد، منافات دارد. وی می گوید نتیجه گیری مهمتر برای ما این است كه نظام مدیریتی می بایست در دوران كودكی ریشه داشته باشد. پژوهش های قبلی نشان داده بودند این سیستم كه با تصمیم گیری و انجام وظیفه ارتباط دارد تا سن ۵۲ سالگی كامل نمی شود.
سایر پژوهش ها نشان داده اند كه مهارت های ریاضی بسیار زود ایجاد می شوند.
در یك مطالعه نشان داده شده است كه توانایی تشخیص و جفت و جور كردن اعداد در كودكان وجود دارد. آنها زمانی كه دو صدا را شنیدند، به تصویر دو چهره خیره شدند و زمانی كه سه صدا را شنیدند به تصویر سه چهره نگاه كردند. مطالعه ای دیگر نشان داده است كه یك كودك پنج ساله می تواند عملیات نسبتا پیچیده ریاضی را انجام داده و برای مثال محاسبه كند كه آیا جمع دو عدد، بزرگتر یا كوچكتر از عدد سوم است یا خیر.
http://article.oxinads.comیادگیری ریاضی پیرو اصول و قوانینی ا ست که توجه به آنها کار فراگیری را آسان می سازد ، از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- مطالب ریاضی کاملا به هم پیوسته هستند و باهم ارتباط نزدیک و منطقی دارند. به عنوان مثال تسلط در محاسبه چهار عمل اصلی در اعداد طبیعی ( دوره ابتدایی ) پیش نیاز محاسبات چهارعمل اصلی در اعداد صحیح ( سال اول راهنمایی ) و تسلط در محاسبات چهارعمل اصلی در اعداد صحیح پیش نیاز محاسبات چهارعمل اصلی در اعداد گویا( سال دوم و سوم راهنمایی ) و محاسبات در چهار عمل اصلی اعداد طبیعی و صحیح و گویا پیش نیاز محاسبات در قسمت جبر و معادله است و 000
- در موقع تدریس در کلاس کاملا به درس دبیر گوش فرا دهید و اگر می توانید یادداشت مختصری بردارید به ویژه مثال هایی را که دبیر در کلاس حل می کند بنویسید و بعد از کلاس نوشته ها و یادداشت های خود را مرتب کنید .
- در حل تمرینات تعیین شده به وسیله دبیر ، حتما از فکر و ابتکار خودتان کمک بگیرید. اگر شما یک سوال ریاضی را با فکر و ابتکار خودتان حل کنید بهتر از آن است که بیست تمرین در کلاس توسط دبیر یا دانش آموزان حل شود و شما راه حل ها را رونویسی کنید . زیرا که انسان از کشف مجهولات و نادانسته های خود لذت می برد و لذتی که از حل مسائل ریاضی در انسان ایجاد می شود قابل توصیف نیست ، شما هم برای خودتان این لذت را تجربه کنید .
- برای حل تمرینات و سوالات مربوط به درس باید قبل از شروع به حل آنها به درس مربوط و مثال های حل شده در کتاب یا در کلاس مراجعه کنید و بدانید که : فراگیری علم ریاضی محتاج تفکر و توجه و دقت است . اگر از حل تمرینی بازماندید مأیوس نشوید و تسلیم سوال نشوید ، فکر کنید و قوه اندیشه خود را به کار ببرید حتما موفق خواهید شد .
- طبق آخرین تحقیقات انجام شده در سطح جوامع پیشرفته ، همه افراد توانایی یادگیری ریاضی را دارند ولی عده ای برای فراگیری آن باید زحمت بیشتری را متحمل شوند.
- اگر در درس ریاضی ضعیف هستید از دانش آموزان قوی کمک بگیرید و سعی کنید با راهنمایی آنها و یا اطرافیان سوالات ریاضی را خودتان حل کنید و هیچگاه از روی چیزی رونویسی نکنید زیرا این کار مانع رشد فکری شما شده و نیروی خلاقیت شما روز به روز کمتر خواهد شد .تا حدی که از مشاهده ساده ترین سوال ریاضی هم استرس و واهمه خواهید داشت .
- لازم است بدانید اکثر مفاهیم آموخته شده در کلاس درس در حافظه کوتاه مدت شما ذخیره می شود و شما فکر می کنید که آن درس را به طور کامل یاد گرفته اید در صورتی که عمر مفاهیم در حافظه کوتاه مدت بیش ار 30 ، 40 ساعت نیست و دچار فراموشی می شوید . در صورتی که تمام مفاهیم ریاضی باید در ذهن شما تثبیت شوند و به صورت ملکه ذهنی درآیند.که این امر میسر نخواهد شد مگر با حل سوالات درک و فهمی و کاربردی و تلفیقی در مورد موضوع درس .
- امید است همه شما دانش آموزان این مرز و بوم به اهمیت تحصیل و تزکیه نفس پی ببرند و قدمی در راستای پیشرفت جامعه بردارید.
سید مرتضی به منزل او رفت و در این خصوص او را سرزنش نمود و گفت: «از آداب زیارت در مذهب اهلبیت علیه السلام این است که داخل حرم شوی و عقبه و ضریح را ببوسی. این روشی را که تو داری، برای کسانی است که در شهرهای دور میباشند و دستشان به حرم مطهر نمیرسد.»
آن مرد چون این سخن را شنید گفت: «ای نقیب الاشرف» از مال دنیا هر چه بخواهی از من بگیر و مرا از رفتن معذور دار.
هنگامی که سید مرتضی سخن او را شنید بسیار ناراحت شد و گفت: «من که برای مال دنیا این سخن را نگفتم؛ بلکه این روش را بدعت و زشت میدانم و نهی از منکر واجب است.»
وقتی آن مرد این سخن را شنید، آه سردی از جگر پر دردش کشید. سپس از جا برخاست و غسل زیارت کرد و بهترین لباسش را پوشید و پا برهنه و با وقار از خانه خارج شد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گریان متوجه حرم حسینی گردید تا این که به در صحن مطهر رسید .
نخست سجده شکر کرد و عتبه صحن شریف را بوسید. سپس برخاست و لرزان، مانند جوجه گنجشکی که آن را در هوای سرد در آب انداخته باشند، بر خود میلرزید و با رنگ و روی زرد، همانند کسی که یک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت میکرد تا این که وارد کفش کن شد. دوباره سجده شکر به جا آورد و زمین را بوسید و برخاست و مانند کسی که در حال احتضار باشد داخل ایوان مقدس گردید و با سختی تمام خود را به در رواق رسانید.
چون چشمش به قبر مطهر افتاد، نفسی اندوهناک بر آورد و مانند زن بچه مرده، ناله جانسوزی کشید. سپس به آوازی دلگداز گفت: «اَهَذا مَصرَعُِِِ سیدُالشهداء؟ اَهَذا مَقتَلُ سیدُالشهداء؟ ؛ آیا اینجا جای افتادن امام حسین علیه السلام است؟ آیا اینجا جای کشته شدن حضرت سیدالشهداء است؟»
پس فریاد کشید و نقش زمین شد و جان به جان آفرین تسلیم نمود و به شهیدان راه حق پیوست.»
منبع:
داستانهای علوی، ج4، ص210/ دارالسلام عراقی، ص301
|
من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو يا شیطانصفت باشم، تو هم به یاد داشته باش من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت، |
**۱۶ آذر بر شما دانشجویان عزیز مبارک باد**
16آذر روز افتخار ما دانشجويان در مبارزه با آمريکاست و اين خط
و جهت بايد حفظ شود. يادآوري اين نکته لازمه که شهداي 16آذر
بخاطر "نه" گفتن به آمريکا شهيد شدند!!!پس یادمان باشد که
اگر اقدامي شود که رضايت آمريکايي ها را درپي داشته باشد
برخلاف خط دانشجويان شهيد است.

گفتگو با برادر شهید قندچی
شهيد «احمد قندچي» يكي ديگر از شهداي 16 آذر است. شهید احمد قندچي در سال 1312 به دنيا آمد و تحصيلات خود را تا سال اول دانشكده فني دانشگاه تهران ادامه داد...
در ادامه مطلب...
سخنان امام خمینی(ره)...
بادها عطر خوش سیبِ تنش را بردند
زخمها لاله باغ بدنش را بردند
نیزهها بر عطشش قهقهه سر مىدادند
خندهها خطبه گرم دهنش را بردند
این عطش یوسف معصوم کدامین مصر است
که روى نیزه بوى پیرهنش را بردند
تا که معلوم نگردد ز کجا مىآید
اهل صحراى تجرّد کفنش را بردند
دشنهها دوروبر پیکر او حلقه زدند
حلقهها نقش عقیق یمنش را بردند
چهرهها یا همه زردند وَ یا نیلى رنگ
شعلهها سبزى رنگ چمنش را بردند
بت پرستان ز هراس تبر ابراهیم
جمع گشته تبر بت شکنش را بردند
بادها سینه زنان زودتر از خواهر او
تا مدینه خبر سوختنش را بردند
یوسف، آهسته بگوئید نمیرد یعقوب
گرگها زوزه کشان پیرهنش را بردند
http://sanghar.parsiblog.com
پیشرفتهایی متعددی که در زمینه ریاضی مدرن انجام گرفته نتوانسته تعداد ریاضیدانانی که از "بنوا مندلبرو" مشهورتر و معتبرتر باشند را چندان افزایش دهد. فردی که با استفاده از فرمولهای ساده زیباییهای علم ریاضی را به تصویر کشید.
به گزارش خبرگزاری مهر، مندلبرو پدر علم ریاضی فرکتال ساختاری که هر جزء از آن با کل آن متشابه است هفته گذشته در سن 85 سالگی درگذشت. وی با مطالعات و مشارکتهایش در علم هندسه به بالا بردن درک انسان از پدیده های طبیعی کمک فراوانی کرده است.
مندلبرو فرمولهای ریاضی نوشته است که با ایجاد مارپیچها، پیچ ها و حبابهای متقارن در شرح دادن طبیعت، مکمل زوایای سرد و حاد هندسه اقلیدسی بسیار تاثیر گذار بوده اند. با فرمولهای او ساختارهای پیچیده طبیعی مانند خطوط ساحلی با کمک فرمول های ریاضی ساده و بدون پیچیدگی قابل درک است.
در مقدمه کتاب وی با عنوان "هندسه فرکتال طبیعت" وی این سئوال را مطرح می کند: "چرا معمولا از هندسه به عنوان علمی سرد و خشک یاد می شود؟ یکی از دلایل این تعریف، ناتوانی این دانش در تشریح شکل ابرها، کوه ها و درختها است."
در اشکال فرکتال که نام آنها توسط مندلبرو از واژه Fractus لاتین به مفهوم شکسته برگرفته شده است، هر یک از بخشها، الگویی از تمام شکل را تقلید می کند. بزرگنمایی هر یک از بخشها پیچیدگی های بیشتری را نمایش می دهد که چرخه ای نامحدود را تکرار می کنند.
مجموعه مندلبرو اساسا ساختاری از اعداد پیچیده است که به یک طرف از یک معادله یا تساوی اختصاص دارد. تصاویر این معادلات با اختصاص دادن رنگها به هر یک از این اعداد به وجود می آیند. مندلبرو اولین تصویر سازی فرکتالی خود را در سال 1980 در مرکز تحقیقاتی توماس جی واتسون IBM تکمیل کرد. مطالعات وی کاملا با جهان در حال تولد رایانه ها انطباق داشت اما در عین حال به انسانها در درک بیشتر پدیده های طبیعی کمک بسیاری کرده است.
مندلبرو نشان داده است فرمولهای بسیار ساده می توانند در خود نتایج پیچیده و شگفت انگیزی داشته باشند. فرکتالها در مدل سازی هر پدیده ای، از گل کلم گرفته تا مغز انسان یا الگوی توزیع کهکشانها کاربرد دارند. در ادامه تعدادی از تصویر سازی های فرکتالی وی را مشاهده می کنید:

مجموعه اصلی مندلبرو که تناظر میان مجموعه مندلبرو و نقشه استدلالی، نقشه ای که توضیح می دهد یک معادله فعال و غیر خطی می تواند چه نتیجه پیچیده و نا منظمی داشته باشد، را نشان می دهد

فرکتالهای طبیعی موجود در کلم بروکلی

فرکتال هنری که با الهام از مجموعه مندلبرو خلق شده است


بزرگنمایی بر روی فرکتالها پیچیدگی های نامحدود و مکرری را نمایان می کند
این تصویر به "دم اسب دریایی" شهرت دارد
|
آغاز سال 2010 به نوعي پايان نيز به شمار مي رود، پايان دهه اول قرن 21 که وقايع متفاوتي را به همراه داشته است. دهه اي که جدا از وقايع سياسي که تب آن سرتاسر جهان را فرا گرفته است رخدادهاي ارزشمند و شگفت انگيز علمي زيادي نيز در آن رخ داده است. از رمزگشايي ژنوم انسان تا کشف آب بر روي کره ماه، اولين دهه قرن21 مملو از داستان هاي شگفت انگيز علمي است که نشريه ان بي سي طي گزارشي به خلاصه اين از 10 داستان برتر اشاره کرده است: |
چه روز ها که یک به یک ؛ غروب شد نیامدی
چه بغـضـها که در گلــو ؛ رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن ؛ تبــر به دوش بت شکن
خدای مــا دوباره ٬ سنگ و چوب شد نیامدی
برا ی ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نــه !
ولـــی بــرای عـده ای ؛ چه خوب شد نیامدی
تــمـام طـول هفتـه را ؛ در انتظار جمعــه ام
دوباره صبــح و ظهــر نـه ؛ غروب شد نیامدی
درمیان من و تو فاصله هاست.
گاه می اندیشم - میتوانی تو به لبخندی، این فاصله را برداری
تو توانایی بخشش داری
دستهای تو توانایی آن را دارد - که مرا زندگانی بخشد
چشمهای تو به من می بخشد
شور عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگی من هستی
دفتر عمر مرا
با وجود تو شکوهی دیگر
رونقی دیگر است.
میتوانی تو به من
زندگانی بخشی
یا بگیری از من
آنچه را می بخشی...
دلم براي سال قبل تنگ مي شود
دلم براي سال بعد مي سوزد ..
و هر بار اكنون را نمي فهمم ..
چه شد؟ چه مي شود؟ چه خواهد شد؟ ..
« دير ساليست كه مي خواهم از اينجا بروم؛
ولي انگار كه با قلب زمين زنجيرم » ...
« دير ساليست كه چون من همه را
رنگ خاموشي بر طرح لب است» ...
دير، دير، آه! دير...
« ديريست كه از خانه خرابان جهانم
بر سقف فرو ريخته ام،چلچله اي نيست».. نيست..
و گاه چقدر گيج و سردرگمِ بيتها مي شوم!..
- كه كدام را بايد نوشت؟.. - كه كدام را بايد ربود؟..
آري! اين روزها كه ديگر بازارِ ربودن و فروختن و به چوبه ي حراج زدن ، داغِ داغ است!
از دور هم داغيِ آن ميسوزاندتان..
بر او ببخشاييد
بر او كه گاهگاه
پيوند دردناك وجودش را
با آبهاي راكد
و حفره هاي خالي از ياد مي بَرد
و ابلهانه مي پندارد
كه حق زيستن دارد
بر او ببخشاييد
بر خشم بي تفاوت يك تصوير
كه در آرزوي دور دست تحرك
در ديدگان كاغذيش آب ميشود
بر او ببخشاييد
بر او كه در سراسر تابوتش
جريان سرخ ماه گذر دارد
و عطرهاي منقلب شب
خواب هزارسالهء اندامش را
آشفته مي كنند
بر او ببخشاييد
بر او كه از درون متلاشيست
اما هنوز پوست چشمانش از تصور ذرات نور مي سوزد
و گيسوان بيهده اش
نوميدوار از نفوذ نفسهاي عشق مي لرزند
اي ساكنان سرزمين سادهء خوشبختي
اي همدمان پنجره هاي گشوده در باران
بر او ببخشاييد
بر او ببخشاييد
زيرا كه مسحور است
زيرا كه ريشه هاي هستي بار آور شماست
در خاكهاي غربت او نقب مي زنند
و قلب زودباور او را
با ضربه هاي موذي حسرت
در کنج سینه اش متورم می سازند
بانو فروغ
از باغهای عشق
زیبایی نگاه تو
دیریست
بر یاسها
باران روشنایی مهتاب است
بانوی مهربان
بانوی سالهای پریشان
تشویش بیکرانه رنج کدام عشق
در التهاب قلب تو مانده ست ؟
ای خوب.
با ما سخن بگوی!
این کیست
شعر شکوفه های جوان را
با جان بی قرار تو خوانده ست ؟
جانی که در قلمرو پاییز است
هر بار
پربار تر ز پیش گل آورده ست
بانو ی خاطره
بانوی سالهای شب درد!
آواز پر نوازش کدامین
در عطر خواب گونه گیسویت
خانه کرد
که اینگونه در صداقت آینه
گلخند بلند رهایی
از صبح چشمهای تو جاریست ؟
با رنج زیستن
با یاسها زمانه زیبا را
چون رود عاشقانه سرودن
این، این در سرشت توست
واینگونه بی بهار شکفتن
در سرنوشت توست .
http://www.tanhatarinsetare.blogfa.com/
امروز کمی تا حدودی دلم گرفته، خیلی ذهنم خط خطی و شلوغه
برای این که آروم بشم چند تا شعر می ذارم
امیدوارم شما هم خوشتون بیاد
و باز ایراد نگیرید که وبلاگ ریاضی و شعر!!!!!!!!!!!!!!
هنگامی که از مال خود چیزی می دهید ، چندان چیزی نمی دهید...
اگر از جان خود چیزی بدهید ، آنگاه به راستی می دهید...
زیرا که مال مگر چیست، به جز آنکه از برای فردای مبادا نگاه می دارید ؟
و مگر فردا را چه ارمغانی است از برای سگِ دور اندیشی که استخوانی
رادر زیرِریگِ بی نشانِ بیابان دفن می کند و خود به دنبال قافلهُ زائرانِ
شهر مقدس می رود ....؟
هستند کسانی که از بسیاری که دارند اندکی میدهند، آن هم برای نام ، و این
خواهشِ پنهان بخشش را آلوده میکند.
و هستند کسانی که اندکی دارند و همه را می دهند...
این کسان به زندگی و برکتِ زندگی باور دارند، و دستشان هرگز تهی نمیشود.
هستند کسانی که با شادی می دهند، و پاداشِ آنها همان شادی است...
<<< دَهش در برابر خواهش نیکوست ،
اما دهش بی خواهش و از روی دانایی نیکوتر است>>>
آرام تره های چمن را نوازش میدادم و پا به جوی پاکی ها می نهادم ،
که صاعقه نگاهی درخت دل را ویران کرد و دوباره قصری از عشق ساخت.
نگاهی برنده تر از نسیم سحرگاهی که قلب گلبرگها را یکی یکی پاره می کرد...
به دنبال نگاهش دویدم...
رو به سوی پنجره خاطره ها کردم و آخرین کورسوی امید را دیدم...
آری ... او را در پشت خروارها خاطره خاک خورده دیدم.
دیدم که چه معصومانه مینگریست...
شاید در دل آرزو داشت که قلبم برای او باشد.
شاید در دل به خود وعده داده بود که امروز حتما به من میگوید که قلبم
برای توست ، یا میگوید که من هم منتظر چشمان تو می مانم . . .
اما من همه را می خواستم...همه را....
اما ای افسوس ...افسوس از این زبان که به وقت کینه میخروشد و به وقت
عشق همیشه گوشه دهان آرام میگیرد...
کاش زبان مانند دل آشکارا میگفت که دوستش دارم....بدون ترس از جوابش...
امروز که دیدمش هنوز متانت را از یاد نبرده بود ، هنوز چشمهای زیبایش
عاشقانه به من مینگریست.
صاعقه نگاهش دل را آتش زد و رفت و ما را با این همه ای کاشها تنها گداشت.
باز نهالی رو به روییدن گرفت و باز رقص برگهایش مضحک بود و باز
چمنهای محبت به نوازش احتیاج داشتند و باز جویی از توهم پاهای ما را
شست و باز نگاهی خانه دل ما را آتش زد . . .
همیشه بهترین راه را برای پیمودن میبینیم
اما فقط راهی را می پیماییم که به آن عادت کرده ایم.
بازگرد ای خاطرات کودکی
برسوار اسبهای چوبکی
خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن ماناترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
درس پند اموز روباه وخروس
روبه مکارو دزد وچاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
باوجود سوزو سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود
همکلاسی های درد ورنج وکار
بچه های جامه های وصله دار
بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود وتفریقی نبود
کاش میشد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم
یاد ان آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم نام وهم یادت بخیر
یاد درس آب وبابایت بخیر
ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشق ها را خط بزن
ایمیلی بود از طرف دوست خوبم نگین